سیب به همراه اكثر میوه های معتدله نظیر گلابی ، آلو ، هلو ، زردآلو ، گیلاس ، توت فرنگی ، تمشك و سیاه توت به خانواده گلسرخیان (Rosaceae) تعلق دارد. سیب ، گلابی ، به ، زبان گنجشك كوهی و برخی جنس های غیر مشهور در زیر خانواده (pomoideae) تحت عنوان میوه های دانه دار طبقه بندی می شوند. یكی از مشخصات عمده این زیر خانواده داشتن مادگی 2 تا 5 برچه ای است كه توسط یك پوشش گوشتی احاطه شده است. بر اساس يافته هاي محققين ، جنس (Malus) دارای 25 تا 30 گونه و چندین زیر گونه است كه به نام سیب های زینتی شهرت دارند. بسياری از اين ارقام فقط به دليل برخورداری از گل های متراكم و ميوه های  زينتی شان كشت می شوند.

به علت خود ناسازگاری رایج در سیب ، اكثر گونه ها در باغ ها ، باغ های كياهشناسی و نيز كلكسيون هایی كه دارای جنس مالوس هستند با هم تلاقی پیدا كرده و درختان حاصل از تلاقی آنها تقریباً همیشه به عنوان هیبریدهای بین گونه ای و بین رقمی محسوب می گردند. بنابراین اطمينان كردن به اسامی داده شده به اين گروه از دورگ های به دست آمده از تلاقی آزاد بسیار مشكل است. سیب كاشته شده فعلی احتمالاً ناشی از تلاقی درون ‌گونه‌ای است که درحال حاضر نام دو قسمتی Malus × domestica به عنوان نام علمی مناسب برای سیب پذیرفته شده است (Korban and Skirvin, 1984).

در خصوص شجره و منشاء سیب به نظر می‌رسد كه جد اصلی آن Malus sieversii است كه به صورت وحشی از كوه های هیونلی (تیان شان) واقع در خط مرزی غرب چین‌ و شوروی سابق منشاء گرفته و تا حاشیه دریای خزر پراكنده شده است(Morgan and Richards, 1993). این گونه دارای تنوع زیادی است و درختان وحشی آن با میوه هایی متفاوت از نظر رنگ و طعم در مناطق مختلف گسترش یافته است. قزاقستان و ساير كشورهای آسيای مركزی بويژه اطراف آلماآتا به عنوان محل پيدايش اولين والدهای سيب در جهان شناخته شده و اصلی ترین مركز پیدایش گونه سيب و بزرگترین منطقه تنوع سیب در دنیا بشمار می روند. تحقیقات انجام شده جهت جمع آوری ژرم پلاسم سیب از منطقه مذکور نشان داد كه M.sieversii دارای تنوع بسیار زیادی بوده و در عین حال كلیه خصوصیات موجود در M.domestica را نيز در بردارد(Forsline et al., 1994, Forsline, 1995 ).  واویلوف (1930) در حين كاوش ها و مطالعات خود در جنگل های قفقاز و تركمنستان ، به انواع سیب های وحشی دست یافت كه دارای میوه های متفاوت از نظر اندازه بوده و برخی از آن ها از نظر كیفیت بسیار خوب بودند.

از گونه هایی كه در ساختار ژنتیكی اولیه سیب (M. domestica) نقش داشته اند می توان به  M.orientalis اشاره کرد. این گونه دارای میوه های دیررس با طعم تلخ است. گونه  M. sylvestris  یا سیب زینتی اروپائی میوه هایی با رنگ زمینه سبز مایل به زرد و اندازه كوچك با طعم گس دارد. هر دو گونه فوق ،   M. orientalis  و  M. sylvestris ، در منطقه وسیعی از انگلستان تا بالكان و شمال تركیه گسترش یافته اند. تعدادی از گونه های سیب در منطقه شرق آسیا وجود دارند که از بین آن ها می توان از M. Baccata (سیب كوچك و مقاوم سیبری) ، M. mandshurica (سیب زینتی منچورین) و M. prunifolia (سیب زینتی چینی) نام برد.

به نظر می رسد كه كشت و كار سیب برای اولین بار توسط یونانی ها و رومی ها انجام گرفته و در نتیجه سفرها و تهاجمات نظامی‌آنان ، به سایر قسمت های اروپا و آسیا گسترش یافته است. در قرون وسطی احداث ، توسعه و كشت وكارهاي بعدی باغات در اطراف صومعه ها متمركز شد. ارقام سیب در زمان های خیلی دور گزینش و ازدیاد شده اند ، زيرا تمدن هاي پيشين ، حداقل 2000 سال قبل ، فنون پيوند را مي شناختند. در اواخر قرن سیزدهم ، ارقام زیادی با نام های مشخص مانند 'پیرمین'[1] و 'كوستارد'[2] شناخته می شدند. تاریخچه و ادبیات سیب اخیراً در كتاب سیب تالیف   A. Richards و Morgan J. (1993)  و ارائه شده است.

تا نیمه دوم قرن بیستم اكثر ارقام سیب دنیا ، فقط ارقام بذری بودند كه گزینش آن ها به صورت تصادفی توسط باغداران انجام گرفته بود ، در حالي كه هم اكنون بیش از 000/10 رقم سیب به صورت رسمی ثبت شده است، اما فقط تعداد كمی از آنها ، حدود 40 رقم ، در مقیاس تجارتی در سراسر دنیا كشت می شوند (Way et al., 1990). در سال 1983 ،  بهترین ارقام شناخته شده سیب در دنیا ، دانهال های تصادفی يافت شده با منشا آمریکای شمالی بودند که در قرون 18 و19 معرفی شده بودند. از جمله این ارقام می‌توان به 'گلدن دلیشز' ، (3/6 میلیون تن ، منشاء آمریكا) ، 'رد دلیشز' (3 میلیون تن ، منشاء آمریكا) ، 'كوكس اورنج پیپن'[3] (7/1 میلیون تن ، منشاء انگلیس) ، 'رم بیوتی'[4] (8/0 میلیون تن ، منشاء آمریكا) ، 'بل دوبوسكوپ'[5] (7/0 میلیون تن ، منشاء هلند) ، 'گرانی اسمیت'[6] (6/0 میلیون تن ، منشاء استرالیا) ، 'جوناتان'[7] (5/0 میلیون تن ، منشاء آمریكا) ، 'رینت دو كانادا' (4/0 میلیون تن ، منشاء فرانسه) ، 'مك اینتاش' (3/0 میلیون تن ، منشاء كانادا) و 'ورچستر پیرمین' (3/0 میلیون تن ، منشاء انگلیس) اشاره کرد. ورود و کشت سیب در آمریکا ابتدا به صورت بذر بوده است ، بعد ها نيز پس از كاشت بذور باقیمانده از صنایع سیب ، ده ها میلیون دانهال توسط باغداران پرورش و تحت ارزیابی قرار گرفتند.

ارزیابی این دانهال ها مهم ترین موفقیت میوه كاری ایالات متحده در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود. سیب 'رد دلیشز' ( كشف شده در آیوا در سال 1872 ) هنوز هم رقم غالب كشت شده در ایالات متحده است. رقم گلدن دلیشز (یافت شده در غرب ویرجین در سال 1905) بیشترین سطح زیر كشت را به خود اختصاص داده است. از سایر ارقام تجارتی رایج در نواحی تولید سیب می‌توان به 'مك اینتاش' در شمال شرق ایالات متحده و شرق كانادا ، 'جوناتان' در ناحیه Midwest ، 'یورك امپریال' در دره Shenandoah ، 'گرانی اسمیت' در استرالیا ، 'كوكس اورنج پیپین' در انگلیس و 'بل دوبوسكوپ' در هلند اشاره كرد.

به نژادی كنترل شده سیب توسط (Thomas A. kinaht 1838-1759) شروع شد. او برای اولین بار ارقامی تولید كرد که دارای والدین مشخص بودند. پس از آن تكنیك دورگ گیری كنترل شده ادامه یافت ، به طوری که این روش هم اکنون اساس برنامه های اصلاح سیب را تشكیل می‌دهد. قابل ذكر است كه این برنامه در مقایسه با سایر درختان میوه موفق نبوده است. توجه به کارهای اصلاحی انجام شده در گذشته مؤید آن است كه عدم موفقیت در این امر بیشتر به دلیل ضعف در انتخاب والدین بوده است. در نیمه اول قرن بیستم در امریکا فقط تعداد كمی از ارقام مهم مانند 'كورتلند' ، ('بن دیویس' × 'مك اینتاش') و 'آیدارد' ('واگنر' × 'جوناتان') از دورگ گیری كنترل شده به دست آمدند. علیرغم وجود این مشکلات در روش دورگ گیری كنترل شده ، صدها دانهال به همين روش تولید و نام گذاری شده و در طی 25 سال گذشته روش تولید دانهال های حاصل از دورگ گیری جایگاه مهمی در تولید جهانی سیب یافته است. برخي ارقام به دست آمده از روش دورگ گیری كنترل شده شامل 'الستار' ، 'گالا' ، 'جوناگلد' ، 'موتسو' و 'پینك لیدی' (كلاً دانهال های 'گلدن دلیشز') و 'امپایر' و 'فوجی' (دانهال های 'رد دلیشز') هستند. از میان 25 رقم حاصل از تلاقی های انجام شده در ژاپن نيز 9 مورد (36%) از دانهال های 'گلدن دلیشز' هستند(Bessho et al, 1993). رقم برابرن[8] جدیدترین رقم نیوزیلند حاصل از یك دانهال تصادفی است. انتقال ژن مقاومت به قارچ عامل لكه سیاه سیب Venturia inaequalis به ارقام تجارتی با گرفتن ژن VF از گونه سیب  M. floribunda 821، نشان دهنده ظرفیت تلاقی های بین گونه ای در انتقال ژن های جدید است(Crosby et al., 1992).  همچنین استفاده از موتانت های طبیعی سیب (جهش های جوانه‌ای) در ارقام موجود را می‌توان یکی از فنون مهم در اصلاح سیب برشمرد. بیشتر موتانت های انتخاب شده بر اساس جهش در جهت بهبود رنگ بوده اند. در عین حال جهش هایی كه عادت میوه دهی درختان را به فرم متراكم (اسپور) تغییر دهند در ارقام 'رد دلیشز' و 'گلدن دلیشز' بسیار مهم قلمداد شده اند. فن آوری جدید انتقال ژن امیدواری هایی را برای اصلاح سیب در آینده فراهم كرده است. با استفاده از این فنون می‌توان ژن های مقاوم به آفات و بیماری ها را در یك مرحله به ارقام سیب انتقال داد. هم اکنون برخی از موارد انتقال ژن به سیب در مرحله آزمایشی هستند.

 


[1] - pearmain

[2] - Costard

[3] - Cox' orange pipin

 [4] -Rom beauty

[5] -Belle de beskoope

[6] -Granny smith

[7] -Jonathan

[8] - Breaburn